X
تبلیغات
رادیولوژی
سی تی اسکن (CT-SCAN

این شیوه تصویر برداری در حقیقت به معنی تصویر گیری مقطعی و عرضی از اعضای بدن می‌باشد. اما دارای اسامی مختلفی است که از آن جمله می‌توان به CAT مخفف کلمات Computerized Axial Tomography به معنی توموگرافی کامپیوتری محوری می‌باشد. CTAT مخفف کلمات Computerized trans Axial Tomography به معنی توموگرافی کامپیوتری عرضی محوری می‌باشد. CTR مخفف کلمات computerized trans Recanstration ، CDT مخفف کلمات computerized Digital Tomography به معنی توموگرافی دیجیتالی کامپیوتری می‌باشد. اما نام ترجیحی آن که در کتابها و کاربردهای پزشکی بکار می‌رود کلمه CT اسکن مخفف کلمات computerized tomography scan می‌باشد که کلمه scan اسکن به معنی تقطیع کردن و واژه توموگرافی از Tomo به معنی برش یا قطعه و graphy به معنی شکل و ترسیم است، گرفته شده است. در اصل به معنی تصویرگیری از برشهای قطع شده از یک عضو به صورت کامپیوتری می‌باشد.

ساختمان یک دستگاه سی‌تی اسکن
یک دستگاه اسکن توموگرافی کامپیوتری از یک میز برای قرار گرفتن بدن بیمار ، یک گانتری که سر بیمار در آن قرار می‌گیرد، یک منبع تولید اشعه ایکس ، سیستمی برای آشکار کردن تشعشع خارج ‌شده از بدن ، یک ژنراتور اشعه ایکس ، یک کامپیوتر برای بازسازی تصویر و کنسول عملیاتی که تکنولوژیست رادیولوژی بر آن قرار می‌گیرد، تشکیل شده است.

اصول کار دستگاه سی‌تی اسکن
پس از اینکه بدن بیمار بر روی میز و سر آن در گانتری قرار گرفت و شرایط دستگاه بر حسب ناحیه مورد تصویر برداری تنظیم شد، یک دسته پرتو ایکس توسط کولیماتور (محدودکننده دسته اشعه) به صورت یک باریکه در آمده و از بدن بیمار رد می‌شود (پالس می‌شود). مقداری از انرژی اشعه هنگام عبور از بدن جذب و باقیمانده اشعه با عنوان پرتو خروجی که از بدن بیمار عبور می‌کند توسط آشکار سازی که مقابل دسته پرتو ایکس قرار دارد، اندازه ‌گیری شده و بعد از تبدیل به زبان کامپیوتری در حافظه کامپیوتر ذخیره می‌شود. بلافاصله پس از اینکه اولین پالس اشعه بطرف بیمار فرستاده و اندازه‌گیری شد و لامپ اشعه ایکس یک حرکت چرخشی بسیار کم انجام داد، دسته پرتو ایکس دوباره پالس شده ، مجددا اندازه‌گیری می‌شود و در حافظه کامپیوتر ذخیره می‌گردد.
این مرحله چند صد یا چند هزار بار بسته به نوع دستگاه تکرار می‌شود تا تمام اطلاعات مربوط به عضو مورد نظر در حافظه کامپیوتر ذخیره شود. کامپیوتر میزان اشعه‌ای را که هر حجم معینی از بافت جذب می‌کند، اندازه ‌گیری می‌کند. این حجم بافتی را واکسل (Voxel) می‌نامند که مشابه چند میلیمتر مکعب از بافت بدن می‌باشد. در سی ‌تی ‌اسکن یک لایه مقطعی از بدن به این واکسلهای ریز تقسیم می‌شود، که با توجه به مقدار جذب اشعه‌ای که توسط هر کدام از این واکسلها صورت می‌گیرد، یک شماره نسبت داده می‌شود. این شماره‌ها نیز بر روی تصویر که بر صفحه تلویزیون مانند کامپیوتر می‌افتد، یک چگالی با معیار خاکستری (از سفید تاسیاه) اختصاص داده می‌‌شود.
نمایش هر کدام از واکسلها را بر روی مونیتور یک پیکسل (Pixl) می‌گویند. یعنی واکسلها حجم سه بعدی و پیکسلها دو بعدی می‌باشند و هر چه تعداد پیکسلها بر روی مونیتور بیشتر باشد تصویر واضح‌تر و قابل تفکیک‌تر است. اعدادی که با توجه به مقدار جذب اشعه به هر بافت اختصاص داده می‌شود، را اعداد سی ‌تی یا اعداد هانسفیلد می‌نامند. بطور مثال بافت چربی کمتر از بافت عضلانی و بافت عضلانی کمتر از بافت استخوانی اشعه را جذب می‌کند. بنابراین بطور مثال استخوان 400+ ، آب صفر و چربی 50 و هوا 500 می‌باشد که هر چه مقدار این اعداد کمتر باشد، بر روی فیلم سی‌تی اسکن آن قسمت طبق معیار خاکستری بیشتر به سمت سیاهی تمایل دارد و برعکس هرچه عدد سی‌ تی مثل استخوان بالا باشد تصویر به سمت سفیدی تمایل دارد. گاهی برای مشخص ‌تر شدن اعضایی که دارای چگالی شبیه به هم هستند از مواد کنتراست‌ زا استفاده می‌شود که تفاوت را به خوبی مشخص کند.
کاربرد
تشخیص بیماریهای مغز و اعصاب
چون سی ‌تی اسکن می‌تواند تفاوت بین خون تازه و کهنه را به تصویر بکشد، به همین دلیل برای نشان دادن موارد اورژانس بیماریهای مغزی بهترین کاربرد را دارد.
بیمارهای مادر زادی مانند بزرگی یا کوچکی جمجمه .
تشخیص تومورهای داخل جمجمه‌ای و خارج مغزی .
خونریزی در قسمت‌های مختلف مغز و سکته‌های مغزی .
تشخیص بیماری اعضای داخل شکمی مانند کبد ، لوزالمعده ، غدد فوق کلیوی.
بررسی بیماریهای ریه.

+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 13:10 |
- DSB و انتقال سیگنال : با توجه به اینکه فقط یک DSB ترمیم نشده باعث آپوتپوز می شود(21) ، لذا احساس مکانیسم به روشنی حساس است و قابلیت تحریک پاسخ سریع سلولی را داراست . مدارک پیشنهاد می کنند که مکانیسم احساس باید بین ضایعات DNA که می توانند به سرعت با پروتئینهای ترمیم کننده DNA ترمیم شوند وآنهایی که نیازمند پاسخی وسیع شامل فعالسازی نقاط بررسی سیکل سلولی هستند تفاوت قائل شوند (24) . اگرچه مولکولهای اولیه عموماً ناشناخته اند ولی اطلاعات نشاندهنده یک مدل عمومی هستند که پروتئینهای اتصال پایانی DNA اعضای یک خانواده PI3-Kinase-like kinase (PIKK ) به ناحیه آسیب دیده می آورند. اینها باعث فسفریلاته شدن کروماتین (هیستونها) دراطراف ناحیه شکسته و انتقال سیگنال به سمت پایین پروتئین می شوند. این انتقال دهنده های سیگنال فاز 2 آنزیمهای ترمیم کننده خاصی را به ناحیه شکسته آورده و تغییرات وسیعی درپیشرفت سیکل سلولی و مرگ سلولی به وجود می آورند.
- DNA Protein  Kinase به عنوان انتقال دهنده ای عمل می کند که شکستهای دو رشته ای را به سمت ترمیم اتصال پایانه غیر یکنواخت هدایت می کند: ترمیم DSB طی فرایندی به نام اتصال پایانه غیر یکنواخت (NHEJ) تقریباً به خوبی شناخته شده است (شکل4)(24) . پایانه های آزاد DSB در ابتدا بوسیلۀ دوگانه های غیر یکنواخت دو پروتئین به نامهای KU70 و KU 86 متصل و محافظت می شوند. این موضوع سبب مجتمع شدن وفعال شدن زیر واحد کاتالتیک یک آنزیم PIKK به نام DNA Protein Kinase (DNA – PKcs) شده که درترکیب با KU فاکتورهای اضافی دیگر مورد نیاز با NHEJ را مجتمع می کند. مدارک کمی وجود دارد که نشان می دهد که عملکردDNA –PKcs یا KU درسرطان سینه غیرطبیعی است . اگرچه جهش در DNA-PK یا KU حین انجام وظیفه درVDJ ترکیب درسلولهای B عامل سندروم نقص سیستم ایمنی مرکب با حساسیت تشعشعی است ولی جهش ها عامل سمیت تشعشع دربیماران محسوب نمی شوند .
• پروتئین جهش یافته Ataxia  Telangiectasia ، تنظیم کننده اصلی پاسخ سلول به DSB:
افراد مبتلا به Ataxia  Telangiectasia (A-T ) دارای دو نسخۀ جهش یافته ژن ATM هستند و پروتئین ATM غیر فعال تولید می کنند ( توجه کنید:A-T   به سندروم بالینی ، ATM به ژن و ATM به پروتئین اشاره دارد). افراد مبتلا دارای شیوع زیاد بدخیمی بود وهردوتومورها و بافت های سالم آنها به شدت بر پرتوهای یونیزان حساس می باشند. پروتئین ATM ، یک PIKK، دارای نقش اولیه دراحساس DSB و انتقال و تقویت سیگنال است (شکل 5) . آشکارسازی اولیه DSB احتمالاً شامل تعیین موقعیت پروتئین سندروم شکستگی Nijmegen درمحل DSB ، با دو پروتئین به نامهای MRE 11 و   RADSO که دوتایی ATM را فعال می کنند می باشند (25) . جفتهای غیر فعال پروتئینهای ATM ( هومودایمرها )   از طریق فسفریلاته کردن همدیگر جدا شده و سپس آبشاری سریع فسفریلاسیون ATM را درهر جای دیگر درون سلول فعال می کنند ، بنابراین دقایقی پس از القا تعداد بسیار کمی DSB ، بیشتر پروتئین ATM سلول فعال می شوند ATM .(26) بر محیط کشتهای به دست آمده از افراد مبتلا به A-T حساس به تشعشع در آزمایشگاه کار می کند و پیش بینی می شود که هر توموری با کمبود هوموزیگوس عملکرد پروتئین به طریق مشابهی حساس خواهند بود (26) . با این وجود به دلیل اینکه زنان مبتلا بهA-T و سرطان سینه بسیار نادرند . آزمایش این فرضیه بسیار مشکل و از نظر بالینی بی اهمیت است. سوالات مرتبط دیگر عبارتند از : اول، آیا هر فنوتیپ حساس به تشعشع با حالت (هتروزیگوس) حامل A-T همراه است؟ اگر چنین باشد بافتهای سالم وسرطان سینه که به دلیل نقص هتروزیگوت باقی می مانند نیز انتظار می رود که کمی حساسیت تشعشعی داشته باشند.
دوم ، آیا این زنان قبلاً درمعرض سرطان سینه قرار گرفته اند و لذا دارای میزان وقوع بیشتری از مقدار پیش بینی شدۀ دوم ، آیا این زنان قبلاً درمعرض سرطان سینه قرار گرفته اند و لذا دارای میزان وقوع بیشتری از مقدار پیش بینی شدۀ 1-2% هتروزیگوتهای A-T درجمعیت هستند؟
در مطالعات گذشته نگر حاملهای A-T هیچ پاسخ دیررس بافت سالم به پرتودرمانی دیده نشد اگرچه طراحی و قدرت آماری این مطالعات محدود بوده است (29-31) . دریک سطح سلولی ، خطوط سلولی طبیعی یا تغییریافته در افرادی که می دانیم برای A-T هتروزیگوت هستند (یک الکل جهش یافته – یک الکل نوع وحشی) دارای حساسیت تشعشعی هستند که با تحقیقات کلونوژنیک اندازه گیری شده اند و مقدارآن کمی بیشتر از حد طبیعی است (32-33) . فقط یک مطالعه کوچک گذشته نگر کنترل موضعی تومور درزنان دارای سابقه پرتودرمانی سرطان سینه را بررسی کرده است و هیچ احساس جهشی درمحل ATM یافت نشد و لذا تفاوتی بین زنان دارای جهش ATM و زنان بدون این جهش را نشان نمی دهند(34) . قدرت آماری این مطالعه نیز بسیار کم است . خطربدخیمی ، به خصوص سرطان سینه ، درحاملهای جهش ATM موضوع تحقیقات اپیدمیولوژیک بوده است و نتایج متضاد آنها باعث ایجاد نظرات مختلفی شده است (35) . با این وجود برخی توضیحات داده شده اند(27-36) . بیشتر جهشها درATM به پروتئین ATM کوتاه و ناپایدار منجرمی شوند . سلولها درحاملهای A-T مخصوص از پروتئینهای طبیعی با عملکرد طبیعی و پروتئینهای کوتاه شده بدون هیچ عملکردی تولید می کنند. به نظر می رسد این افراد دارای خطر افزودۀ سرطان یا حساسیت تشعشعی نیستند . تعداد بسیارکمی از حاملها جهشهایی دارند که منجربه پروتئین با طول کامل ولی غیر فعال می شوند که بوسیله تغییرات زیر واحدی در توالی اسیدهای آمینه(جهش احساس نشده) ایجاد می شوند . یک دلیل این است که ATM معمولاً به صورت دوگانه موجود است (دومولکول با اتصال غیرکووالان) . در دوگانه های مرکب از یک گونه وحشی و یک پروتئین جهش یافته ، عامل دوم به عنوان غیرفعال کننده پروتئین طبیعی شناخته شده است (که اثرمنفی غالب نامیده می شود) . حاملهای جهش احساس نشده باعث افزایش خطر سرطان سینه می شوند(37) . متغیرهای عدم احساس پاتوژنیک نیز به نظر می رسد که باعث افزایش حساسیت تشعشعی وجهش درمدلهای سلولی می شوند(38) . بنابراین به نظرمی رسد که افزایش درحساسیت تشعشعی بافت سالم ممکن است که درحاملهای جهش حس نشده ATM نیز موجود باشد . برای پاسخ به این سؤال مطالعه ای بزرگ با قدرت آماری کافی مورد نیاز است
+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در سه شنبه یکم دی 1388 و ساعت 10:42 |

رادیوبیولوژی بالینی :
   پاسخ به دوز پرتودرمانی : تخمینهای قابل اعتماد درمورد پاسخ دوز از مطالعات آینده نگر که سطوح مختلف دوز را به طور تصادفی درنظرمی گیرند به دست می آیند ولی تقریباً هیچ مقاله ای برای گزارش وجود ندارد . احتمالاً بهترین مطالعۀ گذشته نگر برروی 463 خانم درمان شده با تله تراپی، براکی تراپی به تنهایی (بدون جراحی ) ویا هردو با دوز مجموع تا 100Gy درموسسه Gustar  Roussy یا بیمارستان Princess   Margaret انجام شده است (2) .   بیش از 50 Gy در25 تقطیع ، هرافزایش مجموع دوز به میزان 15 Gy عود موضعی تومور را به نصف کاهش می دهد . فاکتورگاما دربیماری بالینی به صورت درصد افزایش کنترل تومور به ازای 1% افزایش درروز تعریف می شود. که براساس این اطلاعات درحدود 1-2% است (3). اطلاعات با اعتبارکمتر نیزمورد بررسی قرار گرفته اند وبا این تخمینها درتطابقند 4)) . مرورسیستماتیک آثارپرتودرمانی بوسیلۀ گروه بررسی سرطان اولیه سینه(EBCTCG) هیچ نشانی از پاسخ دوز بیماری بالینی پس از ماستکومی یاجراحی با حفظ سینه نداشت و هیچ مدرکی برای مدل کردن این آثار وجود نداشت (5). معتبرترین اطلاعات تا به حال بوسیله بررسی EORTC که دوز تکمیلی 16 Gy را در تقطیع های 2 Gy پس از برداشتن کامل تهاجم سرطان سینه و 50 Gy درتقطیع های 2 Gy به کل سینه در5318 خانم را بررسی می کرد مربوط می شود (6) . افزایش 16 Gy دوز شیوع عود موضعی را نصف کرد (میزان آسیب   99%C1  0.43- 0.81=، 0.59 ) و اثری قابل مقایسه با نتایج پرتو درمانی بیماری بالینی که در بالا گزارش شد بر جای گذاشت.
- تاثیر زمان تابش : هیچ آزمایشی زمان آزمایش را مورد بررسی قرار نداده است همانطور که هیچ کس درمان با شتابدهنده را درسرطان سینه در نظر نگرفته است . این مساله باعث نمی شود که اهمیت زمان درمان را درنظر بگیریم به خصوص دربرخی گروهها مثل زنان جوانی یا افراد با تومورهایی که گیرنده فاکتور رشد غشا پلاسما درآنها زیاد بیان شده است . به کار دراین زمینه نیازمند توجیهاتی هستیم که علایم جذابیت تقطیع کم دراین زمینه را نشان می دهد و اکنون آن را تشریح خواهیم کرد .
- تاثیراندازه تقطیع : مجموعۀ قابل توجهی از اطلاعات درمورد رابطۀ بین دوزمجموع ، اندازه تقطیع و کنترل موضعی سرطان سینه غیرقابل جراحی یا عود مجدد آن بیش از 50 سال پیش منتشر شده است. ( شکل 1) (7) . 30 سال بعد اطلاعات با استفاده ازمدل خطی- توانی ، یک مدل غیر مفهومی که خود را به عنوان یک مدل برتر حساسیت تقطیع اثبات کرده است ، مورد بررسی قرار گرفت (8). برخلاف انتظارات قبلی متکی برحساسیت کم به اندازه تقطیع که در تومورهای حیوانی و اسکواموس کارسینومای انسان یافت شد ونسبت آلفا به بتا را 10Gy یا بیشتر بیان کرد، نقطه تخمین زده شده برای سرطان سینه انسان در حدود 4-5Gy است . این موضوع نشان می دهد که حساسیت به اندازه تقطیع با پاسخ تاخیری بافتهای سالم همراه است. 
( شکل 2)
 براساس این کار، یک مطالعه بالینی تصادفی دربیمارستانRoyal  Marsden و مرکز سرطان شناسی Gloucestershire بین سالهای 1986 تا 1998 انجام شد. درطول این مدت زیاد، 1410 خانم پس از جراحی کامل موضعی تومور به صورت تصادفی تحت یکی از سه جدول پرتو درمانی کل سینه قرار گرفتند (جدول 1). شمای آزمایش درمورد 2 سطح دوزآزمایش جدول  13 تقطیع و درکنترل زمان درمان مجموع غیرعادی باقی ماند. با درون یابی بین دو سطح دوز مورد آزمایش مقدارآلفا به بتا  برای آسیب دیررسی بافت سالم بین 3-4Gy تخمین زده شد. (10). نقطه تخمین زده شده کنترل تومور به مقدار 4.1Gy دارای فواصل اعتبار وسیعی است (95%  C1 1.0-9.7) ولی شامل فرضیه اصلی نیز می شود (11) . آزمایش موسسه استانداردسازی پرتودرمانیUK با انجام آزمایش با جداول پرتودرمانی مشابه آزمایش بیمارستانRoyal  Marsden ومرکزسرطان شناسی Gloucestershire برروی 2200 خانم دیگر نتایج را تکمیل کرده و انتظار می رود اعتبار بیشتری برای مقدار تخمین زده شده آلفا به بتا به دست بدهد.همچنین START به صورت تصادفی این 2200 خانم را درمقایسه 50Gy در25 تقطیع در5 هفته و 40Gy در15 تقطیع در3 هفته نیز آزمایش کرد. محققین درOntario نیز نتایج مطالعه برروی 1134 خانم پس ازجراحی کامل تومور و پرتودرمانی تصادفی با 50Gy در25 تقطیع یا 42.5Gy در16 تقطیع را گزارش کرده اند(12). نتایج در جدول 2 به طور خلاصه آورده شده اند و نشان می دهد که این دو رژیم نه از لحاظ آثاردیررس بافت سالم و نه کنترل تومور ازهم قابل تشخیص نیستند و تفاوتی ندارند .با این فرض که تفاوت در 5 یا 3 هفته درمان هیچ اثری بر آثار دیررس بافت سالم (درست ) ویا کنترل موضعی تومور (نامشخص ) ندارند ، نقطۀ تخمین زده شدۀ آلفا به بتا برای هر دو نقطۀ پایان مشخص می شود (3Gy) . بنابراین دراین مرحله به نظر می رسد که سرطان سینه دارای حساسیت مشابهی به اندازۀ تقطیع از نظر پاسخ بافت سالم است . این موضوع برای پرتو درمانی مهم است به دلیل اینکه اساس آزمایش محدودیت تقطیع کم است و شامل شتابدهنده خطی هم می شود و به علاوه نسبت بیولوژیک پرتودرمانی با شدت متغیر را نیز به هدف تنظیم شدت دوز درسینه با تنظیم اندازه تقطیع به جای تعداد تقطیع فراهم می کند.
- دورنمای تقطیع کم با شتابدهنده : پرتو درمانی حین جراحی یا پس از جراحی دربستر تومور درزنان با تومورهای با خطر کم تحت درمان با جراحی میکروسکوپیک کامل درکشورهای مختلفی تحت بررسی است . زمانهای درمان به شدت درحال کاهش هستند یعنی از استاندارد  25 تقطیع به یک تا 5 تقطیع . آزمایش UK TARGT مثالی از روش تابش یک تقطیع بزرگ پرتو درمانی حین جراحی است درحالیکه RTOG درحال بررسی پرتودرمانی جزئی سینه با تابش 5 تقطیع از پرتودرمانی با شدت متغیر است . با این وجود هیچ کدام از مطالعات اخیر مخصوص بررسی اهمیت زمان درمان طراحی نشده اند. درUK ، آزمایش FAST تقطیع یک بار درهفته 5.7-6.0Gy را به عنوان جایگزین روش تقطیع استاندارد را اجرا کرد ( جدول 3) . اگر ایمن بودن آن ثابت شود ، مطالعات بعدی به طور تصادفی تابش 5 تقطیع در 2 هفته یا حتی 1 هفته را بررسی خواهند کرد . هم اکنون یک مطالعه فاز 1 در حال بررسی 30GY در 5 تقطیع در 15 روز است که بیمارستان Royal Marsden برگزار شده و پاسخ اولیه پوست را به عنوان نقطه نهایی اولیه در نظر می گیرد .
- تاثیر جوانی بر پاسخ تومور: یکی از نتایج جالب و غیر منتظرۀ مطالعۀ تکمیلی سینه EORTC اثر معکوس سن برمیزان عود موضعی تومور بود . زنان کمتر از 40 سال ، 5 سال پس از دریافت 50Gy در25 تقطیع به کل سینه ، 19.5% عود داشتند که با دوز تکمیلی 16Gy در8 تقطیع به 10.2% کاهش یافت . در عوض درزنان 50 تا 59 سال مقادیر فوق به ترتیب 4.2% و3.4% بود(6). توضیح این موضوع چیزی غیر از این نیست که مقادیر بیشتری از تومور در محل مجاری مختلف باقی می ماند . اگر این توضیح درست باشد ازلحاظ بالینی و پاتولوژیکی مهم است اما ازنظر رادیولوبیولوژیکی مورد نظر نیست ( ربطی به این موضوع ندارد که چگونه به طور موثر مقادیر دوز بیشتری تابش کنیم ). با این حال تصور جنبه های همراه با تومورهای سینه درزنان جوان مشکل نیست عواملی مثل گسترش سریع تر سلولهای سرطانی یا مقاومت بیشتر سلولی دربرابر تابش و یا هردو . ما مجدداً به این موضوع برمی گردیم ولی در اینجا می گوییم که سن کمتر با احتمال بیشتر منفی بودن گیرنده هورمون ، تومورهای با درجه بالاتر و میزان بیشتر رنگ آمیزی با نشانگرهای گسترش مثل Ki67 همراه است (14).
- پاسخ کارسینومای مجاری درون بدن : تفکر درباره آنچه درزمینه رادیوبیولوژی کارسینومای مجاری سینه در بدن (DCIS) متفاوت است مفید خواهد بود، چون این بیماری یک بیماری مهم بوده و می تواند درعود موضعی پس ازدرمان این بیماری تهاجمی با جراحی حفظ سینه نقش داشته باشد . به طور خلاصه عوامل عود جانبی سرطان سینه عبارتند از نواحی باقیمانده میکروسکوپیک از سرطان اولیه ، آمبولی غدد لنفاوی و مرکز DCIS. سه مطالعۀ بزرگ مقایسه ای پرتودرمانی کل سینه با مشاهده پس از برداشتن کامل DCIS مقدار نسبتاً ثابت کاهش عود موضعی تومور به نصف ( ترکیب DCIS و بیماری تهاجمی ) پس از دوز معادل 50Gy در25 تقطیع را گزارش کردند (15-17) . تاثیرتشعشع بر DCIS به خوبی بیماری تهاجمی نبود و نشان می دهد عود موضعی به میزان 2/3 کاهش یافته است (5) . مقایسه این آثار بسیار مشکل است ضمن این که ما اطلاعات خوبی هم درمورد لبه های باقیمانده تومور دربیماران مختلف نداریم . با این وجود مشخصاً تشعشع بر DCIS تاثیرگذار است . قبل از خارج شدن از این بحث باید توجه کرد که وجود تفاوت دربیولوژی تومور DCIS درمقایسه با بیماری تهاجمی با تفاوت ممکن دردرمان پذیری با تشعشع درارتباط است .به عنوان مثال تقویت ژن HER-2 در DCIS با درجات بالا شایع تر از بیماری تهاجمی است (20 و19) . در مجاری پرشده با بافت نکروز ، DCIS شامل حلقه ای در اطراف محیط آن است و تصور بخش زیادی از کلونوژن مقاوم تومور قرار گرفته درناحیه هایپوکسی دشوارنیست .
• رادیولوژی سلولی ومولکولی :
- معرفی : تحت تابش پرتوهای یونیزان قرار گرفتن باعث بروز ضایعاتی در DNA سلول می شود که گستره ای از پاسخها مثل توقف سیکل سلولی ، آپوپتوز ، مرگ میتوزی و پیرشدگی را ایجاد می کند . با هر Gy درحدود 40 شکست دو رشته ای DNA(DSB) رخ می دهد که به عنوان ضایعات مسؤل مرگ ناشی ازتشعشع شناخته می شود و فقط یک DSB ترمیم نشده برای ایجاد این پاسخ کافی است (22و21) .
- چرا DSB مهم بوده و ترمیم آن دشوار است ؟ تهاجم داخلی رادیکالهای آزاد یا بروز DSB درمرحلۀ رونویسی DNA باعث پاسخی می شود که به مقدار زیاد از مخمر یا انسان حفظ می شود (23) . تقریباً تمامی خطوط سلولی آزمایش بسیار حساس به تشعشع ، درژنهای تنظیم کننده پاسخ به DSB دچار جهش می شوند و وقتی به سلول کپی طبیعی ژن جهش یافته داده شود ، حساسیت تشعشع تصحیح می شود (22) . اهمیت ترمیم DSB از آنجایی قابل درک است که تا وقتی DSB قبل ازتقسیم سلول ترمیم نشود ، کروموزومها به طور طبیعی درمیتوز از هم جدا نخواهند شد . جنبه های مختلفی از DSB ترمیم آنها را درمقایسه با شکستهای تک رشته ای و سایر آسیبهای DNA مشکل تر کرده است . به دلیل اینکه وقتی دو رشته مارپیچ DNA شکسته شده باشند، پایانه های شکسته می توانند به طور فیزیکی جا به جا شوند . جدایی پایانه در برهم کنش با سایر مناطق شکسته شده می توانند منجر به جا به جاییهایی عرضی و حذف شوند . به علاوه پایانه های شکسته معمولاً آسیب را به پایه منتقل کرده ونیازمند حذف و جایگزینی هستند . با وجود اینکه آسیب باز درشکست تک رشته ای به دلیل وجود رشته مکمل به راحتی ترمیم می شود ولی در DSB رشتۀ مکملی وجودن ندارد و لذا آسیب به سختی ترمیم خواهد شد .
- پاسخ آسیب DNA : پاسخ آسیب DNA شامل احساس اولیه DSB و به دنبال آن انتقالات آبشاری سیگنالهای منظم بسیار و سپس تغییرات عملکرد پروتئینهای موثر می شود ( شکل 3)(23). پروتئینهای موثر برخی چیزها مثل تغییر درپیشرفت چرخه سلولی و تغییرات کروماتین اطراف ناحیه آسیب دیده را تنظیم می کند. پاسخ به انواع مختلف آسیب DNA شامل پروتئینهایی با وظایف مشترک و یا برخی پروتئینها با عملکرد مخصوص یک آسیب یا فرایند خاص می شود ناهنجاری درپاسخ نتایجی برای حساسیت تشعشعی سلول که بوسیله مرگ کلونی سنجیده می شود و برای عدم ثبات ژنومیک خودبخود یا ناشی از تشعشع در بردارد . دهه گذشته شاهد گسترش وسیع اطلاعات درمورد عملکرد ژنهای توسعه دهنده سرطان سینه ارثی و ژنهای مرتبط با توسعه سرطان سینه به صورت اتفاقی بوده است . بسیاری ازاین ژنها درپاسخ آسیب DNA که در بالا توضیح دادیم نقش داشتند . همچنین ممکن است که تغییرات ژنتیکی طبیعی (پلی مورفیسم) درتغییرات عملکرد این پروتئینها بین افراد مختلف و پاسخهای متغیر سلولی به تشعشعات یونیزان درتومور و بافتهای سالم نقش داشته باشند. این موضوع این احتمال را به وجود می آورد که تغییرات بین افراد درعملکرد ژن پاسخ آسیب DNA درمورد سرطان سینه مثل تغییرات پاسخ سلولهای سالم و سرطانی مهم است . اگرچه پرتوهای یونیزان باعث بروز ضایعات فراوانی درDNA می شوند ولی مدارکی وجود دارد که DNA DSB مهم ترین عامل درحساسیت تشعشعی تومور و بافت سالم است . ما بر پاسخ سلولی به DNA DSB تمرکز خواهیم کرد و درمورد لایه های این پاسخ بحث خواهیم نمود (شکل 3) و توجهی خاص به ژنهای مرتبط با سرطان سینه خواهیم داشت .
.

+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 10:36 |

اطلاعات اولیه

آثاری که برای آنها به نظر می‌رسد رابطه دوز - پاسخ دادن یک آستانه دوز است. هر شخص دریافت کننده ، اگر از این دوز آستانه تجاوز کند، احتمالا بزودی تاثیر گذاشته می شود. با در نظر گرفتن تغییر پذیری بیولوژیکی ، به عنوان آثار غیر تصادفی پرتوها ، تعریف می‌شود. یکی دیگر از مشخصه‌های این طبقه از آثار غیر تصادفی از این قرار است که معمولا یک مقیاسی شدت همراه با دوز وجود دارد و افزایش دادن دوز دریافتی توسط شخصی که هدف تابش است، انتظار می‌رود که شدت نتیجه را برای آن شخص افزایش دهد.

آثار غیر تصادفی تابش بر بافتها و اندامها ، پاسخهای بافتهایی هستند که چندین هفته تا چندین ماه پس از تابش گیری ، مشاهده آنها آغاز می‌شود. دوزهای لازم برای ظاهر شدن این پاسخهای تاخیری غالبا ممکن است پردامنه از دوزهای مربوط به اکثر پاسخهای حاد و زودرس باشند و به همین دلیل اغلب با تابش منطقه‌ای در نوع آینه پرتو درمانی برای بیماریهای بدخیم تجویز می‌کنند، مشاهده می‌شوند. بیماران اغلب با دوزهای تابشی تمام بدن در ترازهای دوزی که معمولا با شروع آثار در این پاسخ تاخیری بافتها توام است، دوام نمی‌‌آورند.

دستگاه معدی - روده‌ای

مری

مری ساختاری لوله‌ای با عضله مخطط و بافت درونی آن به صورت فلس‌دار ، چند لایه و دارای بافت پیوندی شل است. فعالیت مری انقباض است. آستر بافت درونی نسبتا سریع تجدید شده است و به تابش حساس می‌باشد و در نتیجه پس از دریافت دوزهای بالای پرتو ، از بین می‌رود. این پاسخ نسبتا فوری آستر را می‌توان به عنوان پاسخ حاد یا زودرس در نظر گرفت.

معده

پاسخهای زودرس آستر معده به پرتوها ، تا حد زیادی بستگی به تغییراتی دارد که در نتیجه آثار کشش یاخته‌ها روی سلولهایی که فعالانه تقسیم می‌شوند، رخ می‌دهد. معده پس از دوزهای متوسط پرتو گیری به سرعت به حالت عادی باز می‌گردد. هر چند که کاهش فعالیت ترشحی ممکن است، ماهها و سالها پس از پرتو تابی ، آشکار شود. آثار دیررس در معده بیشتر آثاری هستند که می‌تواند از نارسایی عروقی ناشی شوند. پیشرفتی از تصلب بافتهای بینابینی سرخرگهای موئینه تا فیبرو آتروفی گسترده وجود دارد. نشانگان دیررس برای معده به صورت فیبروآترفی مخاط معدی - کاهش تحرک معده - از دست رفتن توان اتساع و تنگی آشکار توصیف شده است.

روده کوچک و بزرگ

روده‌های کوچک و بزرگ از نظر کالبد شناختی به هم شبیه هستند جز در مورد پرزها که روده بزرگ فاقد پرز است. تغییرات بافت عروقی و همبند در پاسخهای دیررس تمام اجزای روده ، غالب هستند. نخستین پیشگام مرئی آثار دیررس در روده عبارت از تغییر یاخته‌های درون پوش در روده کوچک ، همراه با لخته‌های گسترده است. این تغییرات ضخیم شدن لیفی بافتهای زیر مخاطی ، نارسایی عروقی و فیبروآتروفی عمومی هستند. در اینجا هم ممکن است تنگی یا انسداد کامل رود با پیش آید.

راست روده یا رکتوم

راست روده عبارت است از امتداد تخصص یافته روده بزرگ که کار آن ذخیره و دفع مدفوعهای تشکیل شده است. این اندام در پرتو درمانی از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا غالبا برای تومورهای قسمت تحتانی شکم ، مانند مثانه ، رحم ، پروستات در میدان تابش قرار می‌گیرد. آسیب شدید و دیررس راست روده نیز به صورت تغییرات لیفی شدگی گسترده است و به تنگی یا انسداد کامل می‌انجامد. به علاوه به علت ویژگیهای قسمت زیر مخاطی این عضو ، نازک شدن و سرانجام سوراخ شدن راست روده یکی از عواقب احتمالی پرتو تابی ، به شمار می‌آید.

پوست

بخشی از پوست به سرعت جایگزین و نوسازی می‌شود، در پوست یا اپیدروم است که از یک لایه یاخته پایه‌ای تشکیل می‌شود و در حکم مخزن پایه برای یاخته‌های در پوست که دائما پیر می‌شوند، عمل می‌کند. سرنوشت نهایی این یاخته‌ها از این قرار است که شاخی شده ، پوسته پوسته شده می‌ریزند.

قسمت باقیمانده پوست به عنوان اندام بشره است که لایه بافتهای همبند سست به شمار می‌آید که دارای عروق خونی فراوانی است. پایه‌های مو و غده‌های چربی به بشره نفوذ می‌کنند. آثار دیررس پرتودهی پوست ، بی‌گمان به علت تغییرات ساختار ریز عروقی لایه پوستی زیر بشره است. ضایعات دیررس تابش ناشی از تغییرات گسترده شبکه عروقی پوستی به نازک شدن و حتی بافت مردگی بشره پوست در دوزهای بالاتر منجر می‌شود.

در بعضی موارد تغییرات لیفی گسترده لایه بشره به تشکیل زخم در میدان تابش می‌انجامد. در بین تغییرات ، التهاب چرخه‌ای و تصلب غشا و نارسایی عروقی شناسایی می‌شود که به تغییرات غیر قابل بر گشت نهایی منجر می‌شود.

کبد

کبد را از دیر باز اندامی مقاوم در برابر تابش دانسته‌اند. مشاهدات انجام شده روی بیماران نشان داده است که آثار دیررس پرتو دهی کبد می‌تواند مهم و تهدید کننده حیات باشد. واکنش از طریق وارد آمدن آسیب بر عروق ریز کبد ، بروز می‌کند. این که آیا این آسیب بر ساختار ریز عروقی عامل تسریع کننده به شمار می‌آید یا اینکه ، به نوبه خود ، پیامد وارد آمدن آسیب در سطح دیگری است. نمی‌توان نشان داد، اما منطقی که گمان کنیم الگوی کلی تخریب یاخته‌های درون پوش ساختار ریز عروقی در اینجا نیز دخالت دارند.

هپاتیت ناشی از تابش واقعیتی متمایز است که معمولا از قرار گرفتن غیر قابل اجتناب کبد در میدان تابش در حین بسیاری از پرتو درمانی‌ها پیش می‌آید. تغییرات آسیب شناختی بافتی مشاهده شده در این مورد عبارتند از ، انسداد سیاه رگهای کوچک کبدی که به پرخونی کبدی می‌انجامد. پس از زمانهای خیلی زیاد پس از پرتو دهی ، تغییرات شدید لیفی شدن کبد می‌تواند با دوزهای چشمگر تابش از لحاظ بالینی مشاهده شود. نارسایی کبد و هپاتیت و آب آوردن شکم در مورد بیمارانی که کبدشان بر اثر پرتو درمانی دوزهای بالا دریافت کرده ، گزارش شده است.

کلیه‌ها

حساسیت کلیه نسبت به دریافت تابش شناخته شده است در بیمارانی با تغییرات تباه کننده پیشرفته در کلیه ناشی از پرتو تابی ، به ایجاد بیماریی می‌انجامد که به آن تصلب سرخرگی کلیه می‌گویند. این حالت بیماری تغییر لیفی و تصلبی پیشرفته سرخرگهای کوچک و مویرگهای تامین کننده خون برای گلومرول کلیه است که به تغییرات تصلبی گلومرول و از دست دادن ظرفیت کارکرد آن در تصفیه پلاسمای خون می‌انجامد که در حکم نخستین مرحله فرایند تشکیل او را ضروری است. تغییرات تصلبی به بروز اختلال در کار کلیه ، منجر به افزایش فشار خون و کم خونی ناشی از نارسایی کلیه می‌شود.

حتی قبل از اینکه تغییرات تصلبی چشمگیری رخ دهد، بطوری که از آسیب شناسی میکروسکوپیکی بر می‌آید، تغییرات بسیار زیادی هم در کارکرد گلومرولی و نیز جذب مجدد لوله‌ها پدید می‌آید. پر ادراری گزارش شده از سوی دانشمندان ، نشانه اختلال چشمگیری در لوله‌هاست که به اختلالات عروقی ربطی ندارد. این پر ادراری در همان زمانی رخ می‌دهد که سرعت صاف کردن لوله‌ای سریعا کاهش یافته است. بنابراین علی رغم حجم کوچکتر پالایش پلاسما که برای عمل ‌آوری در لوله‌ها بروز یافته است، مقدار ادرار خروجی نهایی روزانه افزایش می‌یابد.

ریه

ریه از اندامهای پیچیده و بسیار پر عروق است که به علت کارکرد خاص‌اش ، در یک محیط مخلوط هوا - مایع ، عمل می‌کند. ریه بطور کلی ، بافتی است تجدید نشونده با استثناهایی که در یاخته‌های تخصص یافته ریه، یافت می‌شود. یکی از آثار دیررس پرتو‌ گیری ریه‌ها عبارت است از ورم ریه ناشی از تابش. پس از بهبود ورم ریه ناشی از تابش ، اگر این امر در دوز مصرف شده ممکن باشد، بسیار متفاوت در زمانی به مراتب دیرتر بروز می‌کند.

در صورتی که آغاز ورم ریه در مدت زمانی 3 - 6 ماه است و در موش بهبودی یا مرگ در ظرف حدود 6 ماه اتفاق می‌افتد، پس از حدود یک سال ، مرحله دومی از آسیب ظاهر می‌شود. بافت بحرانی درگیر در این آسیب دیررس ریه شناخته نشده است. این آسیب مرحله اخیر با سایر آثار دیررس در دیگر اندامها ، یعنی در عوارض تصلب بافتها ، التهاب ، شاخی شدن و از دست رفتن خاصیت ارتجاعی مشترک است.

دستگاه اعصاب مرکزی

مغز اندامی شگفت انگیز است که اطلاعات درباره واکنش دیررس و تاخیری مغز به پرتو دهی بسیار محدود است. درباره وجود آثار تاخیری حاصل از پرتودهی به مغز ، تردیدی وجود ندارد. بافت مردگی مغز ناشی از تابش به عنوان پیامدی به درمان بیماریهای بدخیم در مغز به نحو پردامنه‌ای گزارش شده است. بعضی گمان می‌کنند که بافت مردگی حاصل تغییرات عروق ریز ، خیلی شبیه به آنچه در اندامهای دیگر پیش می‌آید، است. ظاهرا مدت کوتاهی پس از پرتو دهی ، یک اختلاف درصد ما‌بین خون و مغز ظاهر می‌شود که به ضایعه ورم مغز می‌انجامد. این اثر بطور کلی قابل برگشت است، در صورتی که دوز تابش خیلی بالا نباشد.

چشم

آب مروارید زایی

از جمله اجزای کالبد شناختی چشم ، فقط عدسی از لحاظ حساسیت به تابش مهم است. انواع آب مروارید که به صورت تغییرات قابل آشکار سازی در قالب سرشت نیمه شفاف عدسی تعریف می‌شود، به عنوان حاصل تابش پرتوهای یونساز در سال 1946 گزارش شد. این نخستین رویداد گزارش شده از بروز آب مروارید زایی ناشی از قرار گرفتن در معرض پرتوها بود. عدسی ساختاری دارد که در آن ذخیره خونی وجود ندارد که مواد مغزی و اکسیژن را برای فرآیندهای اکسایشی عادی سوخت و سازی تامین کند و مواد غذایی و اکسیژن بایستی از طریق انتشار وارد آن شوند. عدسی از جمعیت یاخته‌های دودمان زایی برخوردار است که به آهستگی تجدید می‌شوند، و به هر طرف عدسی مهاجرت می‌کنند تا الیاف عدسی را تشکیل دهند.

وقتی در معرض تابش قرار گیرد، محصولات تقسیم یاخته‌ای آسیب دیده در حین مهاجرت تحت تاثیر تمایز غیر موثر واقع می‌شوند و نمی‌توانند به تراز نیمه شفافی ضروری برای عمل عدسی به صورت یک وسیله اپتیکی دست یابند و نقایصی رادر انتقال نور باعث می‌شوند که در هنگام معاینه به صورت آب مروارید دیده می‌شود. آب مروارید یکی از تغییرات دیررس تابش است که به روشنی مربوط به تغییرات تباه کننده در آدوتلیم عروقی نیست، زیرا هیچ بافت عروقی در این اقدام وجود ندارد. تقریبا با اطمینان می‌توان گفت که این باید از وارد آمدن آسیب به یاخته‌های اپی‌تلیال دودمان زایی عدسی چشم حاصل نشود که به تغییر ناقص در یاخته‌های نسل بعدی می‌انجامد
+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 9:15 |

اطلاعات اولیه

بدیهی است برای آن که اشعه بتواند روی مواد بیولوژیکی تاثیر بگذارد، بایستی انرژی اشعه بطور مستقیم یا غیر مستقیم به مواد بیولوژیکی و یا به موادی که در تبادل با آنها هستند، منتقل شود. تبادل می‌تواند اساسا فرایندهای فیزیکی مثل دیفوزیون یا انتشار یا تاثیرات الکتروستاتیکی ، یا فرایندهای شیمیایی مثل مهاجرت و فعالیت نمونه‌های تحریک شده به رادیکالها ، یونها و مولکولها و ... باشد.

تبادل در فرایندهای بیولوژیکی می‌تواند از طریق تغییر ماکرومولکول‌ها (مثل کروموزوم‌ها ، آنزیم‌ها ، آنتی بادیها) و میکروارگانیزمها (مثل ویروسها ، باکتریها و ...) به سلولها ، بافتها یا ارگانها باشد. وقتی که اشعه در یک نقطه آناتومیکی مثل A جذب شود، تاثیر بیولوژیکی می‌تواند در نقطه دیگری مثل B که در فاصله‌ای از نقطه A قرار دارد، ظاهر شود. این حالت تحت عنوان اثر در هدف دور (abscopal effect) ، خوانده می‌شود.

ارتباط رادیوبیولوژی با سایر علوم

رادیوبیولوژی یک علم چند موضوعی است که ابتدا از فیزیک شروع شده، به اکولوژی و همچنین بررسی قواعد تابش و علم اخلاق مربوط می‌شود.


  • فیزیک : تاثیر اشعه روی سیستمهای بیولوژیکی از آن جهت به فیزیک مربوط می‌شود که در واقع مهمترین پارامترها مثل دوز جذب شده و آهنگ دوز جذب شده و ... مربوط به مبحث فیزیک است.

  • شیمی : مهمترین مبحث مورد توجه از لحاظ شیمیایی ، رفتار و طبیعت واکنشهای واسطه‌ای شیمیایی است که ضمن تابش حاصل می‌شوند (شیمی تابش) و نتیجه آن ایجاد مولکولهای آزاد ، مهار کننده‌ها و تعدیل کننده‌های شیمیایی اثر اکسیژن و دوزیمتر شیمیایی است.

  • بیوشیمی : تاثیر اشعه بر روی RNA ، DNA غشا سلول و ...

  • بیولوژی و پزشکی : نتایج حاصله تابش اشعه روی سلولها ، سیستمهای بدن و بطور کلی تمام بدن.

  • اکولوژی : اثرات اشعه در تعادل بین گونه‌های موجودات.

  • اخلاق و سیاست

اهداف رادیوبیولوژی

اهداف نهایی رادیوبیولوژی بایستی توضیح همه وقایع و اثرات مهم و فرایندها از زمان انتقال اشعه تا مرحله نتایج بیولوژیکی انتهایی باشد. به علت آن که انتقال انرژی اشعه به مواد اساسا یک پدیده آماری است، بنابراین نمی‌توان اثرات اشعه را کاملا بطور قطعی بیان نمود و لذا ما در عمل ، محدود به یک نحو تاثیر متوسط یا یک توضیح تقریبی و احتمال وقوع نتایج خاصی هستیم.


  • معمولا در رادیوبیولوژی بایستی از مقادیر ماکروسکوپی مثل دوز جذب شده و تندی دوز جذب شده شروع نمود. دوز جذب شده در مورد چگونگی توزیع میکروسکوپی دوز در ماده ، هیچگونه اطلاعی نمی‌دهد و لذا ما به یک کمیت دیگری احتیاج داریم که چگونگی جذب انرژی را در یک مقیاس میکروسکوپی مشخص نماید، مثلا LET در طول مسیر ذرات یونیزه کننده.

  • آنچه در رادیوبیولوژی ، مورد بحث است، بررسی دوز جذب شده در مواد بیولوژیکی در بعد میکروسکوپی در حجم کوچکی همچون سلول و یا بخشی از سلول می‌باشد. برای این منظور بایستی چگونگی انتقال و ذخیره انرژی ذراتی چون الکترون ، پرتون و ... موقع عبور از داخل سلول را بدانیم. انرژی آزاد شده توسط یک ذره باردار در داخل ماده علاوه بر ایجاد یونیزاسیون و تحریک اتمها و مولکولها ، می‌تواند موجب ایجاد رادیکالهای آزاد که بسیار ناپایدار هستند، بشود. یونها و رادیکالها پس از مراحل مختلف روی اجزا حساس داخل سلول مثل DNA و دیگر اجزا سلولی تاثیر گذاشته و موجب مرگ سلول و یا ایجاد اثرات ناهنجار موتاسیون یا سرطان می‌شوند.

  • اشعه می‌تواند موجب تاثیرات متعددی در سلولها شود. حساسترین سلولها به اشعه سریعتر تحت تاثیر واقع می‌شوند. رادیوبیولوژی علم بررسی تاثیرات اشعه بر روی سیستمهای بیولوژیکی می‌باشد. لذا مطالبی که مورد بحث این علم واقع می‌شود، از چگونگی جذب اشعه و سپس مراحل مختلف تاثیر اشعه در حیات سلول و نهایتا نتایج انتهایی حاصله از آن را مورد بحث قرار می‌دهد.

مراحل مختلف تاثیر اشعه

  • مرحله تاثیر فیزیکی :

    این مرحله از موقع تابش اشعه به بدن شروع و به یونیزاسیون و تحریک اتمها و مولکولهای منتهی می‌شود. از لحاظ زمانی مدت این تاثیر حدود ثانیه می‌باشد.

  • مرحله تاثیر فیزیوشیمیایی :

    محصولات اولیه حاصله از تابش اشعه به یک ماده موجب ایجاد محصولات ثانویه‌ای چون رادیکالهای شیمیایی می‌شود. مدت زمان ایجاد این رادیکالها حدود ثانیه می‌باشد.

  • مرحله تاثیر شیمیایی :

    این مرحله به تاثیر رادیکالهای شیمیایی حاصله بر روی مولکولها و اتمها می‌باشد. مدت زمان این تاثیر حدود ثانیه می‌باشد.

  • مرحله تاثیر بیولوژیکی :

    یونها و رادیکالهای حاصله در مراحل قبلی بر روی اجزای بیولوژیکی سلول و داخل سلولی تاثیر گذاشته و موجب تغییر در آنها می‌شوند. مدت زمان این تاثیر می‌تواند از ثانیه تا سالها باشد.

مراحل تاثیر بیولوژیکی

  • اثر بر سلول :

    واحد موجود زنده ، سلول می‌باشد. تاثیرات بیولوژیکی اشعه بر روی یک موجود زنده پر سلولی در اثر تغییر در اجزا آن ، یعنی سلولها ، ظاهر می‌شود. تاثیر اشعه بر اجزا و مواد بین سلولها دارای اهمیت است. مطالعه اثر پرتوها بر روی موجودات تک سلولی نسبتا ساده است، لیکن این مطالعات در مورد موجودات پر سلولی بسیار مشکلتر است.

    • مرگ سلولی (Necrosis) : یکی از مهترین آثار پرتوهای یون ساز ، ایجاد مرگ سلولی است. از این خاصیت در رادیوتراپی استفاده می‌شود.

    • تاخیر در تقسیم سلولی : در اثر تابش اشعه به سلولها ، ممکن است دوز دریافت شده بوسیله سلول به حد کافی نباشد و موجب مرگ نشود و لیکن می‌تواند باعث تاخیر در تقسیم سلول شود. عمدتا این اثر در مورد سلولهایی اتفاق می‌افتد که نزدیک به شروع تقسیم هستند. در این گونه سلولها ، مرحله میتوز به تاخیر می‌افتد.

    • سیستم کروموزومی : مهمترین اثری که اشعه می‌تواند بر روی سلول بگذارد، تاثیر بر روی هسته سلول است و مهمترین بخش آن ، تاثیر بر روی کروموزومها می‌باشد. اشعه می‌تواند موجب افزایش احتمال موتاسیونهای مختلف شود. تغییرات ژنتیکی ممکن است در اثر یکی از موارد زیر باشد:

      • موتاسیون ژن : موتاسیون ژنی در اثر تغییر ساختمان DNA است. این می‌تواند موجب تغییرات ارثی شده و در نتیجه نسلهای بعدی تحت تاثیر آن واقع شوند.

      • تغییر تعدادی کروموزومها : خطاها در توزیع کروموزومها در حین تقسیم می‌تواند موجب تغییر در تکامل فردی شود که سلولهایش حامل کروموزوم اضافی یا کم باشند. در اکثر حالات کروموزوم اضافی موجب مرگ سلول می‌شود.

      • شکست کروموزوم

  • اثر اشعه روی تمام بدن :

    تاثیر اشعه بر روی ارگانهای مختلف بدن را می‌توان در سه بخش بررسی کرد:

    • اثرات شدید که عمدتا مربوط به دوزهای زیاد با تندی دوز زیاد است. این گونه تابشها ، منجر به بیماری تابشی می‌گردد.

    • اثرات طولانی مدت که مربوط به حالت با دوزهای کم است. مثل ایجاد سرطانها در اثر تابش اشعه (سرطانزایی تابش).

    • اثرات ژنتیکی

اثرات زودرس اشعه

پس از یک تابش شدید اشعه به بدن مهمترین اثراتی که قابل مشاهده هستند، عبارتند از: تخریب ارگانهای خون ساز ، تاثیر روی سیستم گوارشی ، تاثیر روی مغز ، غدد تناسلی و پوست. علائم و عوارضی که با این بیماریها همراه هستند را علایم و عوارض شدید اشعه می‌نامند. بعضی از این عوارض به قرار زیر است:

بی‌اشتهایی ، سرگیجه ، استفراغ ، اسهال ، عرق زیاد ، اختلال در تنفس ، لرزش بدن و تب.

بایستی توجه داشت، ظهور عوارض و بیماریهای تابشی در افراد متفاوت نیاز به دوزهای متفاوت دارد، به خاطر آنکه واکنشهای افراد مختلف در مقابل اشعه متفاوت است.

اثر سرطانزایی اشعه

خاصیت سرطانزایی اشعه‌های یونیزان خیلی زود ، پس از کشف این پرتوها شناخته شد. تعیین رابطه بین دوز و وقوع سرطان در انسان به سادگی ، امکان‌پذیر نیست. در هر حال بعضی موارد وجود دارند که در طول زمانهای بسیار طولانی مشاهده شده‌اند و در نتیجه خاصیت سرطانزایی اشعه در انسانها به اثبات رسیده است. از انواع سرطانهای ایجاد شده بوسیله اشعه می‌توان به لوسمی‌ها ، سرطان تیروئید ، سرطان پستان ، سرطان استخوان ، سرطان پوست و ریه اشاره کرد.

چشم انداز

گسترش علم و تکنولوژی ، همراه با گسترش کاربرد اشعه‌های یونیزان می‌باشد. استفاده از اشعه‌های یونیزان در پزشکی جهت امور تشخیصی ، درمانی و تحقیقی امری اجتناب ناپذیر است و البته نه تنها این امر اجتناب ناپذیر است، بلکه استفاده از این پدیده هر روز ، رو به گسترش است. از طرف دیگر زیانبار بودن اشعه‌های یونیزان برای موجودات زنده و انسان امری اثبات شده می‌باشد.

لذا از یک طرف استفاده از این پدیده در امر بهبود زندگی و سلامت جامعه ضروری است و از طرف دیگر زیانبار بودن آن برای سلامت جامعه امری بدیهی می‌باشد. جوابی که در رفع این تناقص می‌توان ارائه نمود، استفاده کنترل شده و مطابق مقررات حفاظتی می‌باشد که در نتیجه در پرتو رعایت این مقررات می‌توان از این پدیده در جهت گسترش سلامت در جامعه و پیشگیری از گسترش زیانهای آن سود برد.

 

+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 13:18 |
سی تی اسکن وخطر پرتو برروی کودکان

 

اطلاعاتي  در مورد سي تي اسكن كودكان ‍، اهميت كاهش دوز د ر كودكان  و راهكارهايي جهت كاهش دوز ناشي از سي تي اسكن در آنها.

 

   استفاده از سي تي اسكن- به عنوان يك ابزار تشخيصي با ارزش – به سرعت رو به ازدياد است. بعلت افزايش استفاده ازCT   و طبيعتا افزايش پرتوگيري در كودكان اين مساله به يك نگراني در خصوص سلامت عمومي تبديل شده است. مقاله حاضر در رابطه با ارزش CT و همچنين اهميت كاهش دوز دريافتي بخصوص در كودكان بحث مي نمايد.

 

عناوين مورد بحث شامل موارد زير مي باشد:
             » CT
به عنوان يك ابزار تشخيصي
          » توجه ويژه نسبت به پرتوگيري در كودكان
          » خطر پرتو
CT در كودكان ( موضوع سلامت عمومي )
          » راهكارهاي سریع جهت كاهش ميزان پرتودهي
CT به كودكان

خطر پرتو CT بر کودکان (موضوع سلامت عمومي)
تمامي سازمانهای ملي و بین المللي که عهده دار ارزیابی خطر ناشي از پرتو هستند با يک نظريه موافقند، مبنی بر اينکه تقريبا هيچ محدوده تابش low-dose براي غلبه آمدن بر ايجاد سرطان وجود ندارد.
بطور مثال تاکنون هيچ مقدار از پرتو به عنوان دوز کاملا ايمن مطرح نشده است.اطلاعات حاصل از تحقيقات برروي بازماندگان انفجار بمب اتمی در ژاپن و همچنين افراديکه از طريق روشهاي پزشکي مورد تابش قرار گرفته اند ، بسيار اندک ولي مهم و معني دار هستند و نشان مي دهند که حتي در سطوح پايين تابش – مانند دوز ناشي از
CT بر کودکان – خطر ابتلا به سرطان زياد است. 
در اثر يک بار انجام
CT  دوزي حدود5-60 msv  به کودک مي رسد . حدود 1/3 از کودکان ، در طول درمان حداقل به 3 بار انجام CT نياز پيدا مي کنند . به همين جهت موضوع انجام اسکنهاي متعددهم اکنون از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد.بطور مثال انجام 3 بار اسکن خطر ابتلا به سرطان را نسبت به يکبار اسکن ،3 برابر مي کند.
اگرچه مزيت انجام
CT برروي يک کودک از زيان آن بيشتر است اما بايد بدانيم که اکسپوزهاي غير ضروري مستقيما باعث افزايش خطر ايجاد سرطان مي شوند. کاهش تعداد اکسپوزهاي CT برروی کودکان به هر شکل که امکان داشته باشد ، مطمئنا تعداد مرگ سرطاني مرتبط با پرتو CT را نيز کاهش مي دهد.

 

  

 

دوز معادل تقريبي در اندامهاي وابسته (msv)*

 

اندامهاي وابسته

 

نوع آزمون

 

 

 

60

 

 

 

Brain

 

Pediatric Head CT Scan

 

تنظيم نشده**

 

200 mAs

 

 

 

30

 

 

 

Brain

 

Pediatric Head CT Scan

 

تنظيم شده**

 

100 mAs

 

 

 

25

 

 

 

Stomach

 

Pediatric Abdominal CT Scan

 

تنظيم نشده

 

200 mAs

 

 

 

6

 

 

 

Stomach

 

Pediatric Abdominal CT Scan

 

تنظيم شده

 

50 mAs

 

0.01 / 0.15

 

Lung

 

Chest X-ray (PA / lateral)

 

3

 

Breast

 

Screening  Mammogram

 

* جهت مقايسه : حداقل دوز معادل براي افزايش خطر ابتلا به سرطان که در بازماندگان انفجار اتمي مشاهده شده ، بين (5 – 20rem) 50 – 200msv  بوده است.
 ** منظور از اصطلاح "تنظيم نشده" تنظيمات دستگاه
CT براي بزرگسالان و منظور از اصطلاح " تنظيم شده" تنظيمات بر حسب وزن مي باشد.                

 

 

» راهکارهاي سريع جهت کاهش ميزان پرتو دهي CT در کودکان:
مسئولیت کاهش دوز پرتو CT بر کودکان به عهده پزشکان ، ساير متخصصان مرتبط با سلامتي کودکان ، تکنولوژیستهاي CT ، توليد کنندگان دستگاههاي CT و سازمانهاي مختلف دولتي و پزشکي مي باشد.روشهاي سريع مختلفي را مي توان اتخاذ نمود تامقدار پرتو دريافتي ناشي از آزمونهاي CT را در کودکان کاهش داد:
 _ انجام آزمونهاي
CT ضروري . در صورتيکه متخصصين اطفال با راديولوژيستها ارتباط خوبي داشته باشند مي توانند در خصوص نياز به انجام CT در يک کودک و همچنين تکنيک مورد لزوم به توافق معقولي برسند . اگرچه براي انجام آزمونهاي CT برروي کودکان انديکاسينهاي استانداردي وجود دارد اما راديولوژيستها مي بايست قبل از انجام هر آزمون CT دلايل آنرا مورد بررسي قرار دهندو همينطور در مواقعي که در مورد انديکاسينهای انجامCT ترديد وجود داشته باشد ، وجود راديولوژيستها جهت مشورت الزاميست و مي توانند ساير تجهيزات تصويربرداري پزشکي که در آنها از پرتوهاي يونيزان استفاده نمي شود ، مانند اولتراسوند و MRI را پيشنهاد نمايند.

 

تنظيم پارامترهاي اکسپوز بر اساس :
اندازه کودک:
راهکاريست که بايد پارامترهاي اکسپوز را بر اساس اندازه و وزن کودک تعيين نمود.
ناحيه مورد تابش:
محدوده مورد اسکن بايد تا حد امکان به کوچکترين ناحيه محدود شود.
اندام مورد تابش: در تصويربرداري از اندامهاي استخواني و ريه ها بايد از حداقل  ميزان mA
استفاده نمود.
رزولوشن تصوير: هميشه براي تشخيص به بالاترين کيفيت تصوير که خود مستلزم مقدار بيشتري تابش است، نياز نيست. در بسياري از موارد اسکنهايي با رزولوشن پايين نيز قابل تشخيص مي باشد. 
 
» توصيه هايي براي والدين:
- آيا بهترين روش براي تشخيص بيماری کودک شما انجام آزمون CT
است؟
- آيا دستگاه
CT بر اساس اندازه و وزن کودک شما تنظيم شده است؟
- آيا يک راديولوژيست، مسئول تفسير آزمون
CT کودکتان است؟ 
 

 

» راهکارهاي دراز مدت جهت کاهش پرتو CT :

 

 علاوه بر راهکارهاي سريع براي پايين آوردن ميزان پرتو CT در کودکان ، روشهاي درازمدت نيز مورد نياز مي باشد:
- آموزش از طريق نشريات و کنفرانسهاي داخلي و خارجي در رابطه با تخصص راديولوژي جهت بهينه ساختن تنظيمات اکسپوز و بالا بردن قدرت تشخيص در مورد نياز به انجام
CT در يک بيمار خاص.
- انتشار اطلاعات از طريق انجمنها، سازمانها و جوامعی که برروي حفظ سلامتي کودکان تحقطق مي کنند و همچنين ايجاد سايتهايي براي دسترسي سريعتر به اين اطلاعات.
- انجام تحقيقات بيشتر براي دست يافتن به رابطه بين کيفيت
CT و ميزان دوز، جهت تنظيم دستگاههاي CT براي هر کودک و همچنين مشخص شدن ارتباط ميزان تابشCT و خطر ايجاد سرطان.
 

 

» نتيجه:
 اکنون که CT scan
به عنوان يک ابزار تشخيصي مناسب بخصوص در کودکان شناخته شده، مساله مهم اين است که کميته هاي حفظ سلامت با همکاري يکديگر به دنبال روشهايي جهت کاهش دوز تابش در کودکان باشند.
راديولوژيستها نيز بايد دائما به فکر کاهش ميزان اکسپوز تا حد ممکن و دست يافتني (قانون
ALARA) باشند و اين کار را بايد از طريق ايجاد تنظيمات مخصوص کودکان انجام دهند . کليه پزشکاني که براي کودکان درخواست انجام CT مي کنند بايد براي هر بيمار ، با توجه به شرايطش درخواست CT نمايند و اين کار را از روي عادت انجام ندهند.
و در آخر بايد در نظر داشته باشيم که
CT تنها يکي از انواع متعدد ابزارهاي تشخيصي پزشکی مي باشد.
منبع:
http://www.xray.5u.com 
+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 13:24 |

عکسبرداری با MRI


MRI روشی است که می‌توان با کمک گرفتن از آن تصاوير بسيار دقيق و واضحی از اندامهای درون بدن بدست آورد . MRI مخفف کلمه لاتين Magnetic Resonance Imagingبه معنی تصوير برداری با تشديد مغناطيسي می‌باشد.


سير رشد و تحولی
پديده تشديد در مورد هسته‌های اتم اولين بار توسط فليكس بلانچ    (Flix-Blanch)  و  ادوارد بورسل (Edvard-Borsel) در سال 1946 کشف شد. اين دو دانشمند به خاطر اين کار در سال 1952 جايزه نوبل دريافت کردند. هسته های اتمها دارای بسامدهای متفاوت هستند اگر اين بسامدها را بتوان مشخص کرد می توان از اين پديده در تعيين نوع اتم استفاده کرد. در بين سالهای 1950 تا 1970 با تكيه بر اين ويژگي (NMR) يا تشديد مغناطيسي هسته ابداع شد که از آن برای تشخيص ساختمان فيزيكي و شيميايي  مولکولها استفاده می‌شود.

در سال 1970 بود که دريافتند اگر نيروي محرک را در هسته هايي که در اثر پديده تشديد انرژی دريافت کرده و دامنه نوسان آنها را افزايش يافته است قطع کنيم، هسته ها با از دست دادن اين انرژی به صورت امواج الکترومغناطيسي و مقداری هم آزمايش‌های مربوط به گرما به حالت پايه خود برمی‌گردند. اين زمان برگشت به حالت پايه در تركيبات مختلف متفاوت است با شناسايي اين پديده سعی کردند از اين ويژگی برای ايجاد تصوير استفاده کنند که پايه روشی به نام MRI شده‌است. اولين بار ريموند داماديان (Rimond-Damadyan) از اين ويژگی برای تشخيص تومورها استفاده کرد. بعد از وی افراد ديگری در اين زمينه کار کردند و با بکارگيری فنون و روشهای بهتر زمان لازم برای تصوير برداری را کاهش دادند. روش‌ها و فنون جديد ارائه شده امروزه MRI را به يک روش مفيد برای تصوير برداری مبدل کرده‌است.
مکانيزم کار MRI
سه نوع حرکت در اتم مورد بحث است.
• چرخش الکترونها حول محور خود
• چرخش الکترون به دور هسته
• چرخش هسته به دور محور چرخش

هسته هايی که تعداد نوکلئونهای آنها فرد است (مجموع پروتون و نوترونهای هسته را نوکلئون می‌گويند) به دور محور خود حرکت چرخشی دارند اين ويژگی را ويژگی اسپين و اين هسته ها را هسته فعال تشديد مغناطيسی می گويند. به علاوه اين هسته ها را می توان مانند يک مغناطيس کوچک با قطبهای N و S در نظر گرفت. به اين دليل گفته می شود هسته يک دو قطبی مغناطيسی است و اين ويژگی مغناطيسی ذاتی را همان مغناطيس می گويند. پس هسته فعال تشديد مغناطيسی دارای دو ويژگی اسپينی و ممان مغناطيسی است.

در بدن انسان هسته‌هايی که اين ويژگی را داشته باشند N15 ، O17 ، C13 ، P31 ، Na23 ، H هستند. در تصوير سازی به غير از اينکه هسته از نظر مغناطيسی بايد فعال باشد فراوانی لازم در نمونه را نيز بايد داشته باشد. هسته اتم هيدروژن هم ميدان مغناطيسی دارد ، هم در تمام بدن پخش است و چون هسته کوچک است و تحت تاثير يک پروتون قرار دارد، ممان مغناطيسی آن بزرگ می‌باشد. در نتيجه در تصويربرداری می‌تواند مورد استفاده قرار بگيرد.

ساختمان دستگاه MRI
بطور عمده بدن انسان از آب و چربی تشکيل شده‌است. آب 3/2 وزن بدن را شامل می شود و دارای دو اتم هيدروژن و يک اتم اکسيژن در هر مولکول است. مولکولهای چربی نيز به مقدار زيادی هيدروژن دارند. به طور کلی مقدار اتم هيدروژن بدن تقريبا 63 درصد است. و اين اتم که مقدارش بيشتر از ديگر عناصر است، دارای سيگنال MRI می باشد. از آنجايی که بين محتوای آب اندامها و بافتها تفاوت وجود دارد، و همچنين در خيلی از بيماريها روند آسيب رسانی منجر به تغيير در محتوای آب می شود، اين روش تصوير برداری بطور وسيع در پزشکی بکار برده می شود.

دستگاه MRI لوله‌‌ای است که بوسيله آهنربای دايره‌ای شکل دواری احاطه شده است. اين آهنربا ميدان مغناطيسی ايجاد می کند. در اينجا موج راديويی با طول موجهای متفاوت سطح نمونه را جاروب می کنند. انتهای نمونه با جذب انرژی از موج راديويی هم فرکانس با چرخش آنها ، به حالت انرژی بالاتری می روند و در راستای ميدان مغناطيسی خارجی قرار می گيرند.

با قطع ميدان اين هسته ها به حالت اوليه خود برمی گردند. در اين هنگام است که از ماده امواج الکترومغناطيسی با بسامد راديويی تابش می شود که توسط سيم پيچی که به آن کويل می گويند، دريافت انجام می‌شود. اين سيم امواج دريافتی را به جريان الکتريکی تبديل می‌کند. سپس اين جريانها تقويت می‌شوند و به عنوان سيگنالهای MRI به رايانه داده می‌شود. رايانه با استفاده از سيستم تبديلی به نام تبديل فوريه اين داده ها را به تصوير تبديل می‌کنند. اين تصوير بسيار دقيق است و تغييرات بسيار کوچک را نيز می‌تواند نشان دهد.
نحوه تصويربرداری
فردی که قرار است با اين روش مورد تصويربرداری قرار گيرد نبايد هيچ شی فلزی مانند ساعت ، انگشتر ، مفصل مصنوعی و .... داشته باشد. و يا شی فلزی در نزديکی دستگاه MRI قرار گيرد ، زيرا ميدان مغناطيسی روی اين مواد فرومغناطيسی اثر گذاشته و نه تنها باعث تداخل در امر تصويربرداری می شود، بلکه می تواند به خود فرد نيز آسيب برساند به همين دليل است که دستگاه MRI را در اتاق‌های ويژه‌ای قرار می دهند. اين اتاقها نسبت به امواج الکترومغناطيسی نفوذناپذبرند. در نتيجه امکان ورود يا خروج برای اين امواج وجود ندارد. به علاوه لباس مخصوصی را تن بيمار می‌کنند که هيچ قسمت فلزی نداشته باشد.

در حين عمل تصويربرداری فرد بايد آرام باشد. به اين منظور می‌توان يک آرام بخش ملايم به وی داد. سپس او را روی تخت خوابانده و از وی می‌خواهند که به طور عادی نفس بکشد. بعد از اينکه فرد در دستگاه قرار گرفت، محل مورد تصويربرداری را با نور مشخص می کنند و اسکن کردن شروع می‌شود. در فواصل زمانی که اسکن کردن قطع می‌شود وی می‌تواند قدری حرکت کند ، ولی نه آنقدر که از محل مورد نظر جابجا شود. شخص در طول اسکن می‌تواند از طريق دکمه‌ای که در اختيار او قرار داده‌اند به مسئولين اطلاع ‌دهد، و اسکن کردن متوقف ‌شود. بعد از اتمام کار اطلاعات تصويری به رايانه‌ای داده می‌شود و رايانه با بررسی اطلاعات ، تصويری ايجاد می کند که روی فيلم منعکس می‌شود.
موارد منع کاربرد
اگر فرد قلب مصنوعی يا درون کاشت فلزی و يا به طور کلی فلز در بدن خود داشته باشد (گلوله يا ترکش) نبايد از MRI استفاده کند. زيرا ميدان مغناطيسی می‌تواند باعث جابجايی آنها شود. همچنين اگر فرد ترسی از محبوس شدن در دستگاه را داشته باشد، بايد اين مطالب را به مسئولين مربوطه اطلاع دهد.

موارد کاربرد
از اين روش می‌توان برای تشخيص ، درمان و دنبال کردن مسير بيماری استفاده نمود. مثلا تمام ناهنجاريهای مغز و نخاع به وسيله MRI نشان داده می‌شود. با اين روش می‌توان تشخيص داد که درد کمر به علت درد عضله است و يا به علت فشار روی عصب می‌باشد. همچنين در درمان و تشخيص و روند توسعه سرطان از اين روش استفاده می‌شود. موارد کاربرد MRI بسيار زياد است که در اين جا فقط چند نمونه ذکر شد.
اهميت MRI
MRI روشی است که در حدود 50 سال از عمر آن می گذرد. ولی در اين مدت پيشرفت‌های بسياری کرده و جوايز نوبل متعددی به اين موضوع تعلق گرفته‌است. برای مثال جايزه نوبل پزشکی سال 2003 به پاول لاتربر و پيتر منسفيلد به خاطر کار بر روی MRI تعلق گرفت. پاول لاتربر نشان داد که به کار بردن گراديان در ميدان مغناطيسی ايجاد تصويرهای دو بعدی را ممکن می سازد. وی در سال 1973 توضيح داد که چگونه با اضافه کردن گراديان مغناطيسی به آهنربای مرکزی امکان آشکارسازی مقطع عرضی لوله‌ای که در آن آب معمولی وجود دارد و با آب سنگين احاطه شده‌است، ممکن می‌شود. هيچ روش تصوير برداری نمی‌تواند بين آب سنگين و آب معمولی  فرق  قائل  شود.

پيتر منسفيلد گراديان را در ميدان مغناطيسی مورد استفاده قرار داد تا بتواند به طور دقيق تفاوتهای تشديد را نشان دهد. اين قدم اصلی برای ايجاد يک روش کاربردی تصويرسازی بود. همچنين وی نشان داد که چگونه با تغيير سريع گراديان می‌توان به سرعت تصوير بدست آورد ، که به اين روش Echo-Planer scaning می‌گويند. اين روش در دهه اخير در کاربردهای بالينی مفيد بوده ‌است. تعدد در جوايز نوبل مربوط به MRI اهميت اين موضوع را به خوبی نشان می دهد. اين روش ، تصاويری با دقت بالا از اندامهای بدن فراهم می کند و امروزه به ميزان زيادی در دنيا کاربرد دارد و می تواند جايگزين روشهای قبلی شود. زيرا با توجه به دانش امروزه ما هيچ عارضه جانبی ندارد

+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 13:2 |

سی تی اسکن - ( CT- SCAN )   

این شیوه تصویر برداری در حقیقت به معنی تصویر گیری مقطعی و عرضی از اعضای بدن می‌باشد. اما دارای اسامی مختلفی است که از آن جمله می‌توان به CAT مخفف کلمات Computerized Axial Tomography به معنی توموگرافی کامپیوتری محوری می‌باشد. CTAT مخفف کلمات Computerized trans Axial Tomography به معنی توموگرافی کامپیوتری عرضی محوری می‌باشد. CTR مخفف کلمات computerized trans Recanstration ، CDT مخفف کلمات computerized Digital Tomography به معنی توموگرافی دیجیتالی کامپیوتری می‌باشد. اما نام ترجیحی آن که در کتابها و کاربردهای پزشکی بکار می‌رود کلمه CT اسکن مخفف کلمات computerized tomography scan می‌باشد که کلمه scan اسکن به معنی تقطیع کردن و واژه توموگرافی از Tomo به معنی برش یا قطعه و graphy به معنی شکل و ترسیم است، گرفته شده است. در اصل به معنی تصویرگیری از برشهای قطع شده از یک عضو به صورت کامپیوتری می‌باشد.

   
دیدکلی
اگر با یک درخواست سی‌تی اسکن ، به بخش سی‌تی اسکن یک بیمارستان مراجعه کرده باشید، شاید برای شما این سوال پیش آمده باشد که فرو رفتن در یک دستگاه تونل مانند و بی حرکت ماندن برای مدتی در داخل آن شما را دچار دلهره می‌کند یا نه. آیا با توجه به اخبارهای رادیو و تلویزیون راجع به خطرات اشعه ایکس خطری شما را تهدید می‌کند یا نه؟ یا اینکه چگونه یک کارشناس رادیولوژی بعد از قرار دادن شما در داخل دستگاه خود به اتاق دیگری رفته و از پشت یک شیشه بزرگ و یک کامپیوتر چه کاری انجام می‌دهد و با بلندگو با شما صحبت می‌کند؟

 تاریخچه
در سال 1917 میلادی یک ریاضیدان اتریشی به نام رادون (J.Radon) ثابت کرد که یک شیئی دو یا سه بعدی را می‌توان با گرفتن بی‌نهایت عکس از آن در جهات مختلف به تصویر کشید که پایه‌ای برای سی‌تی اسکن محسوب می‌شد. در سال 1956 دانشمندی به نام بارسول (Barcewell) نقشه خورشیدی از تصاویر شعاع‌ها درست کرد. در سال 1961 الدندرف (oldendorf) و در سال 1963 آلن کورمارک (Allencormarck) اندیشه‌هایی از سی‌تی اسکن را فهمیده و مدلهایی در حد آزمایشگاهی ساخته‌اند. در سال 1968 کول (kuhl) و ادواردز (Edwords) یک دستگاه اسکن مکانیکی برای تصویری از هسته ساخته‌اند که موفق بودند. اما نتوانستند کار خود را در حد رادیولوژی تشخیصی ، توسعه دهند. تا اینکه در سال 72-1970 اصول ریاضی گفته ‌شده توسط ریاضیدان انگلیسی (God feryhaunsfield) بکار گرفته شد و توانست یک دستگاه سی‌تی اسکن را بسازد و جهت مصرف بالینی معرفی کند. در سال 1979 جایزه نوبل بطور مشترک به پروفسور آلن کورمارک و گاد فری هانسفیلد تعلق گرفت.

 سیر تحولی و رشد
مانند تمام رشته‌های تصویر گیری پزشکی (رادیولوژی) دستگاه‌های سی‌تی اسکن بطور مداوم تغییر کرده و بوسیله کارخانه‌ها و سازندگان مختلف پیش رفته است. دستگاه اولیه که بوسیله هانسفیلد و توسط شرکت EMI ساخته شده بود، فقط برای ارزیابی مغز طراحی شده بود، که دستگاه نسل اول یا EMI نام داشت. مدت‌ زمان کوتاهی نگذشت که نسل دوم دستگاه‌های سی‌تی اسکن با امکانات بیشتر به بازار آمد و نسل سوم این دستگاه‌ها با امکاناتی از جمله کم شدن زمان تصویر گیری معرفی شد. هم ‌اکنون نسل چهارم با سرعت خیلی بالا و امکانات بهینه و نتایج عالی موجود می‌باشد.

ساختمان یک دستگاه سی‌تی اسکن
یک دستگاه اسکن توموگرافی کامپیوتری از یک میز برای قرار گرفتن بدن بیمار ، یک گانتری که سر بیمار در آن قرار می‌گیرد، یک منبع تولید اشعه ایکس ، سیستمی برای آشکار کردن تشعشع خارج ‌شده از بدن ، یک ژنراتور اشعه ایکس ، یک کامپیوتر برای بازسازی تصویر و کنسول عملیاتی که تکنولوژیست رادیولوژی بر آن قرار می‌گیرد، تشکیل شده است.

اصول کار دستگاه سی‌تی اسکن
پس از اینکه بدن بیمار بر روی میز و سر آن در گانتری قرار گرفت و شرایط دستگاه بر حسب ناحیه مورد تصویر برداری تنظیم شد، یک دسته پرتو ایکس توسط کولیماتور (محدودکننده دسته اشعه) به صورت یک باریکه در آمده و از بدن بیمار رد می‌شود (پالس می‌شود). مقداری از انرژی اشعه هنگام عبور از بدن جذب و باقیمانده اشعه با عنوان پرتو خروجی که از بدن بیمار عبور می‌کند توسط آشکار سازی که مقابل دسته پرتو ایکس قرار دارد، اندازه ‌گیری شده و بعد از تبدیل به زبان کامپیوتری در حافظه کامپیوتر ذخیره می‌شود. بلافاصله پس از اینکه اولین پالس اشعه بطرف بیمار فرستاده و اندازه‌گیری شد و لامپ اشعه ایکس یک حرکت چرخشی بسیار کم انجام داد، دسته پرتو ایکس دوباره پالس شده ، مجددا اندازه‌گیری می‌شود و در حافظه کامپیوتر ذخیره می‌گردد.

این مرحله چند صد یا چند هزار بار بسته به نوع دستگاه تکرار می‌شود تا تمام اطلاعات مربوط به عضو مورد نظر در حافظه کامپیوتر ذخیره شود. کامپیوتر میزان اشعه‌ای را که هر حجم معینی از بافت جذب می‌کند، اندازه ‌گیری می‌کند. این حجم بافتی را واکسل (Voxel) می‌نامند که مشابه چند میلیمتر مکعب از بافت بدن می‌باشد. در سی ‌تی ‌اسکن یک لایه مقطعی از بدن به این واکسلهای ریز تقسیم می‌شود، که با توجه به مقدار جذب اشعه‌ای که توسط هر کدام از این واکسلها صورت می‌گیرد، یک شماره نسبت داده می‌شود. این شماره‌ها نیز بر روی تصویر که بر صفحه تلویزیون مانند کامپیوتر می‌افتد، یک چگالی با معیار خاکستری (از سفید تاسیاه) اختصاص داده می‌‌شود.

نمایش هر کدام از واکسلها را بر روی مونیتور یک پیکسل (Pixl) می‌گویند. یعنی واکسلها حجم سه بعدی و پیکسلها دو بعدی می‌باشند و هر چه تعداد پیکسلها بر روی مونیتور بیشتر باشد تصویر واضح‌تر و قابل تفکیک‌تر است. اعدادی که با توجه به مقدار جذب اشعه به هر بافت اختصاص داده می‌شود، را اعداد سی ‌تی یا اعداد هانسفیلد می‌نامند. بطور مثال بافت چربی کمتر از بافت عضلانی و بافت عضلانی کمتر از بافت استخوانی اشعه را جذب می‌کند. بنابراین بطور مثال استخوان 400+ ، آب صفر و چربی 50 و هوا 500 می‌باشد که هر چه مقدار این اعداد کمتر باشد، بر روی فیلم سی‌تی اسکن آن قسمت طبق معیار خاکستری بیشتر به سمت سیاهی تمایل دارد و برعکس هرچه عدد سی‌ تی مثل استخوان بالا باشد تصویر به سمت سفیدی تمایل دارد. گاهی برای مشخص ‌تر شدن اعضایی که دارای چگالی شبیه به هم هستند از مواد کنتراست‌ زا استفاده می‌شود که تفاوت را به خوبی مشخص کند.

کاربرد تشخیص بیماریهای مغز و اعصاب
چون سی ‌تی اسکن می‌تواند تفاوت بین خون تازه و کهنه را به تصویر بکشد، به همین دلیل برای نشان دادن موارد اورژانس بیماریهای مغزی بهترین کاربرد را دارد.
بیمارهای مادر زادی مانند بزرگی یا کوچکی جمجمه .
تشخیص تومورهای داخل جمجمه‌ای و خارج مغزی .
خونریزی در قسمت‌های مختلف مغز و سکته‌های مغزی .
تشخیص بیماری اعضای داخل شکمی مانند کبد ، لوزالمعده ، غدد فوق کلیوی.
بررسی بیماریهای ریه

+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 13:20 |

طبقه بندی سیستم آنژیوگرافی

به تناسب کاربردهای مورد نظر (قلب،‌ سر و یا اندام شکمی )و بودجه ای که اختصاص می یابد ،‌ سیستم های متفاوتی را می توان پیشنهاد نمود .

سیستم آنژیوگرافی عروق کرونر و کاردیوآنژیوگرافی

در سیستم های آنژیوگرافی  سیستم  گردش خون عموماً از تکنیک سریال رادیوگرافی سریع با کمک فیلم  چنجر  استفاده   می شود  . با  به   بازار آمدن تیوبهای مولد اشعه میکروفوکوس با ظرفیت حرارتی بسیار بالا ، لامپهای تشدید کننده تصویر فلزی با کیفیت بسیار بالا و سایر تجهیزات از جمله ریزپردازنده های  بسیار  سریع  ،  امکان  معاینات دینامیک سیستم گردش خون  توسط  دوربین های 25 میلی متری ( سینه کامرا ) با سرعتهای بسیار بالا ( 100 کادر در ثانیه ) امری بسیار معمول تلقی می گردد .

در تکنیک سینه فلوروگرافی عواملی مانند فلوروگرافی دوجهتی( bi-plane ) کیفیت ارتقاء یافته ابزار تصویربرداری ، امکان کار سریع ،‌ پرکیفیت و آسان ،  multiprojection fluorography ، موجب محبوبیت سیستم و ارتقاء قابل ملاحظه نتایج کار گردیده است . در تکنیک multiprojection نه تنها چرخش سیستم تصویری حول بدن بیمار در محور طولی بلکه در وضعیت های کرانیوکودال و یا کودوکرانیال نیز امکان پذیر گردیده است .

برای دستیابی به کیفیت مطلوب تر تصاویر عوامل زیر نقش بسیار اساسی دارند :

·         ظرفیت حرارتی بالاتر تیوبهای مولد اشعه با فوکوسهای بسیار کوچک              “Ultra fine focus”

·         لامپ تشدید کننده تصویر با قدرت تفکیک بسیار بالا

·         رویه تخت با ضریب جذب بسیار پائین

·         دوربین های بسیار دقیق

·         مانیتورهای با قدرت تفکیک بسیار بالا

·         انتخاب صحیح نوع فیلم

·         سیستم ظهور و ثبوت متناسب با فیلم مورد استفاده

·     مانور زاویه ای و چرخشی سیستم تصویری ( در انطباق با تیوب مولد اشعه ) در تمام حالات و زوایای
ممکن .

سیستم ایزوسنتریک انطباق دادن منطقه مورد نظر ( ROI ) با سیستم تصویری را تضمین می کند .

مجهز بودن سیستم به بازویARM- C فضای باز مورد نیاز در اطراف سر و مواضع شکمی بیمار را تأمین نموده ، بدون اینکه زاویه گرفتن تخت را در وضعیت Caudo-cranial محدود سازد .

سیستم آنژیوگرافی محیطی ( سر و شکم و ... )

در آنژیوگرافی محیطی ( سر و شکم ) مواضعی مورد معاینه قرار می گیرند که در آنها عروق خونی بسیار قرار گرفته اند و طبیعتاً عروق باریکتر توسط عروق عریضتر پوشانده شده و مشاهده آنها را مشکلتر می نماید . تکنیک بزرگنمایی استریوسکوپیک توانسته است به خوبی این مشکل را آسان نماید .

این تکنیک امتیازات چندی دارد که در ذیل به برخی اشاره شده است :

تصاویر با بزرگنمایی مطلوب ،‌ عروق بسیار باریک و مواضع بسیار کوچک آسیب دیده را به راحتی از هم تفکیک نموده و عروق بسیار نزدیک به یکدیگر را قابل مشاهده و بررسی می نماید .

این تکنیک به خوبی میتواند بدون تأثیر از پرتوهای پراکنده تصاویری عاری از تداخل و اعوجاج با کنتراست بالا ایجاد نماید .

ارتقاء کیفیت تشخیص در مواردی که آنژیوگرافی روتین ( معمولی ) پاسخگو نمی باشد ، با تکنیک استریوسکوپیک عملی است .

در آنژیوگرافی محیطی فاکتور عمده در انجام کار سریع و دقیق ، عدم نیاز به تغییر وضعیت بیمار است ، زمانی که سیستم از حالت فلوروسکوپی به رادیوگرافی تغییر حالت می دهد . بنابراین تختی که رویه آن بتواند با مانور حرکت طولی کافی بیمار را بدون نیاز به تغییر وضعیت در میدان تابش رادیوگرافی قرار دهد از ابزار اصلی و پایه ای به حساب می آید .

برای آنژیوگرافی اندام تحتانی بدن نیز تختی که رویه آن با گام های حرکتی قابل تنظیم حرکت نماید و از این طریق امکان اکسپوزهای سریال را فراهم نماید ، بسیار حائز اهمیت است .

در عصری که سیستم های توموگرافی کامپیوتری ( CT)مطرح اند ،‌ سیستم های آنژیوگرافی که بتوانند با افزایش توانمندی های تشخیصی در عین حال بتوانند ریسک مشکلات جانبی برای بیمار را کاهش داده و با دوز کاهش یافته پرتو X و مواد حاجب قادر به کار باشند ، هنوز می توانند جایگاه اختصاصی و ویژه خود را حفظ نمایند .

در زیر دو نمونه از سیستمها معرفی میشوند:

1.یک سیستم مجهز به بازوی نگهدارنده زمینی سی آرم و سی آرم نیمرخ برای آنژیوگرافی عروق کرونر و آنژیوگرافی قلبی (دو جهتی) .

این سیستم سینه فلوروگرافی دوجهتی و نیز آنژیوگرافی عروق کرونر و نیز بررسی نحوه عملکرد سیستم قلبی حتی در نوزادان را ممکن می سازد .

توانمندیها :

·         کاتتریزاسیون از طریق X-TV

·         فلوروسکپی و سینه فلوروگرافی رخ ، نیمرخ و ابلیک ( در تمام نقاط محور طولی بدن )

·         سینه فلوروسکوپی دوجهتی با سرعت بالا

·         یونیت پایش ( مانیتورینگ ) علائم حیاتی

·         استفاده از دستگاه شوک الکتریکی در موارد اضطراری

·         DSA

·         آنالیز عملکرد سیستم قلبی

اجزاء اصلی سیستم

·         تخت کاتتر بارویه بدون کلاف ( Frameless )

·         ژنراتور مولد اشعه از نوع ولتاژ ثابت با قدرت 250 میلی آمپر،‌ 150کیلو وات

·         ستون سقفی نگهدارنده سی آرم با ریل دوبل

·         سی آرم زاویه صفر درجه ( رخ )

·         سی آرم زاویه 90 درجه ( نیمرخ )

·         لامپ تشدید کننده تصویر بدنه فلزی 9 اینچ 4 فیلده

·         تیوب مولد اشعه x با اندازه کانونی 5/0 و 0/1 ( 2 ست )

·         سیستم تصویری مدار بسته X-TV با دو مانیتور

·         دوربین سینه ( Cine camera )

·         انژکتور اتوماتیک

·         فیلم چنجر ( 2 ست )

·         VTR

·         یونیت شوک الکتریکی ( Defibrillator unit )

·         دستگاه ظهور و ثبوت اتوماتیک فیلم 25 میلی متری

·         پروژکتور

·         DSA

·         تیوب مولد اشعه با اندازه کانونی 4/0 ، 8/0

·         آنالایزر سیستم قلبی

·         مولتی ایمیجر ( Multi Imager )

2.یک سیستم یونیورسال برای آنژیوگرافی عروق مغزی و اندام شکمی .

این سیستم از نوع جنرال محسوب شده و بیشترین تعداد سیستم های موجود در ایران را شامل می شود . دو تیوب مولد اشعه برای سریال رادیوگرافی و سیستم X-TV به همراه لامپ تشدید کننده تصویری توسط نگهدارنده های سقفی با مانیتور بسیار خوب ، آنژیوگرافی دوجهتی را برای کلیه اندامهای بدن امکانپذیر نموده اند .

توانمندیها

·         کاتتریزاسیون از طریق X-TV

·         فلوروسکپی رخ

·         سریال رادیوگرافی دو جهتی با سرعت بالا

·         سریال رادیوگرافی دوجهتی با بزرگنمایی

·         سریال رادیوگرافی سیستم گردش خون اندام تحتانی

·         سریال رادیوگرافی استریوسکوپیک

·         سریال رادیوگرافی استریوسکوپیک با بزرگنمایی

·         دیجیتال سابتراکشن آنژیوگرافی (DSA)

اجزاء اصلی سیستم

·         تخت جنرال کاتتر

·         ژنراتور مولد اشعه ایکس از نوع سه فاز 12 پالس ،‌ یا ولتاژ ثابت ، یا فرکانس بالا با قدرت 700 تا 1000 میلی آمپر

·         نگهدارنده های سقفی

·         لامپ تشدید کننده تصویر 9 اینچ سه یا چهار فیلده

·         تیوب دو فوکوسه 2/0-8/0 برای رادیوگرافی جنرال و سریال رادیوگرافی با بزرگنمایی ( 2 ست ) .

·         تیوب دو فوکوسه 6/0-02/1 برای فلوروسکوپی

·         فیلم چنجر ( دوجهتی )

·         سیستم X-TV

·         انژکتور اتوماتیک

·         مالتی ایمیجر

·         دستگاه ظهور و ثبوت اتوماتیک فیلم رادیولوژی

منبع: prin.

+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 13:7 |
مزایای MRI
1-فا قدتشعشعات یونیزان

2-مولتی پلنینگ بدون جابجائی

3-افزایش کنتراست بافتهای نرم وااسپیشیا ل رزولوشن

4- فا قدآرتیفکت استخوان وهوا

5-تهیه تصاویربا ارزش پاتوژيك وارزش آناتومیک وفیزیولوژی

6-تعیین خصوصیات بافت (بیوشیمی) براساس تعیین شدت سیگنال ومحاسبه ریلاکسیشن تایم

7-تهیه تصاویرسه بعدی جهت بررسی بهترضایعات

8-درطراحی تکنیکهای جراحی ترمیمی سروصورت

9- تهیه نمای میلوگرام-آنژیوگرام و....

10-حسا سيت بسياربالا درکشف متاستازها حتی گاهی زودتر از

 اسکن ایزوتوپ

 11-سا خت مدلهای هم اندازه عضو بدن وساخت وطراحی و

 قراردادن پروتزها

 12-اندازه گیری ومطا لعه جریان خون ومایعات بدن

 واندازه گیری فسفر بدن

 13-توانایی تشخیص خونریزی وادم (بنا به نظربعضی محققین

 خونریزی داخل جمجمه دارای ویژگی T1 کوتاه دراطراف و

T1طولانی درمرکزخونریزی

مراحل تصویرگیری

1-قرار گرفتن بیماردرداخل تونل مگنت

2-تابش امواج رادیوئی به بدن بیمار

3-قطع تابش

4-تا بش سیگنال ازبدن بیمارودریافت توسط سنسورها

5-بازسازی وریکانستراکشن تصاویر

+ نوشته شده توسط سید جواد موسوی در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 6:52 |